سلام
چند وقتیه تو یک سایت به اسم سیمین ساق عضو شدم گهگاهی ابیاتی که میگم رو توش می نویسم . خیلی از شعرایی که می نویسم در مورد نوه ام غزله . بعضی از اعضای این سایت ابراز لطف میکنن و نظر میدن و بعضی وقتا شوخی میکنند و به من میگن بابا بزرگ و پیرمرد و از این حرفا منم عکس العمل نشون میدم میگم من بابایی هستم نه بابابزرگ ... حودش یه جَوّی درست کرده جالبه ...
یکی از شاعرانی که توی این سایت شعر می نویسه در همین رابطه یک شعر برام گفت به نام قدرت غزل که برای
اینکه بماند اینجا میارمش :
سلام
سال هزار و سیصد و نود و یک بر شما مبارک باد
امروز که صفحه پست الکترونیکی ام را باز کردم نامه ای را دیدم که حقیقتا مرا بسیار خوشحال کرد این خوشحالی از جنس خوشحالی رسیدن شاگرد به استاد بود . من ضمن تشکر از استاد ارجمند برادر بسیار عزیز و دوست داشتنی ام حاج سید مصطفی طباطبائی که اسم و رسمش یادآور دوران خاطره انگیز انقلاب و تلاشهای خالصانه و صادقانه او و نقش انکار ناپذیرش در هدایت و رهبری نسل انقلابی و جوان پیشواست ، با اجازه ایشان ضمن انعکاس متن نامه ایشان در سایت ، توضیحات خود را متعاقبا خواهم آورد : (البته ترسیدم اجازه ندهند !!! قبلش اجازه نگرفتم ولی اگر بفرمایند که اجازه نمی دهند از سایت بر میدارمش)
نمیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست
لطفا اگر شاعرش را میشناسید اطلاع دهید تا ذکر کنیم
با تشکر از استاد ارجمند به قول خودش آق مصطفی طباطبایی (که در مطلب بعدی بیشتر توضیح می دهم) معرفی ایشان از این شعر تقدیم می شود:
این شعر که یادآور دوران مدرسه است از آقای امینایی است که اصل آن در کتاب آوای مدرسه از انتشارات نوید شیراز چاپ شده است
اي صبا نكهتي از خاك ره يار بيار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بيار
پيامبرگرامی اسلام (ص) فرموده اند: هر كس آمدن ماه ربيع را به من بشارت دهد من به او بشارت بهشت را مي دهم.
فرارسیدن ماه ربیع الاول و اغازهجرت پیامبرولیله المببت شب جانفشانی امیراامومنین (ع) در دفاع از رسول اکرم مبارکباد